مثل الان
کلا شروعش مزخرف بود
با یه خواب پر از عصبانیت
و سرو صدای هم اتاقیام
که سردردمو بیشتر کردند
و زنگ زدن کسی که وقتی کارش پیشت گیره مدام پیگیره ولی تو 2 سال گذشته خبری ازش نبود
اصلا همه اینا یه طرف
دلتنگی من یه طرف دیگه
میخوام برم هیئت
روضه ی پسر فاطمه تنها چیزیه که الان میتونه آرومم کنه
پ.ن : ان شا الله همه جوونها به کار و زندگی مشترک برسن و عاقبت بخیر بشن
#یکتا
عاشق شدیم به همین سادگی!...ما را در سایت عاشق شدیم به همین سادگی! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 136