البته تو شرایط جالب
مثلا خیلی رسمی باهم صحبت کردیم
شاید کل صحبت هامون باهم به 5 دقیقه نکشید
من خیلی ساکت بودم و آروم
اونم از شرایط موجود برای مادرم صحبت میکرد
خلاصه
یه سری اتفاق هایی افتاد که فهمیدم دلتنگی ما چقدر زیادیه
و ما چقدر بهم وابسته ایم
و اینکه حاضریم آسمون رو به زمین متصل کنیم تا همو ببینیم
فکر میکنم تا 2 3 ما آینده نبینمش
البته کلا عید امسال همین نوید رو میداد
چون ما از همین ثانیه ی اول سال 96 با ضد حال خوردن شروع کردیم
میتونیم دقیقا بگم توی این 5 ما کلا 3 یا 4 بار دیدمش!
به امید خداییم که همین نزدیکیست
#یکتا
میان آن همه الف و ب و مشق دبستان …
آنچه در زندگی واقعیت داشت خط فاصله بود …
ما را در سایت عاشق شدیم به همین سادگی! دنبال میکنید
برچسب: فاصله, نویسنده: بازدید: 119